مردم‌سالاری و جهانی‌شدن در نسل سوم دولت‌های رانتی نفتی

نوع مقاله : علمی -پژوهشی

نویسنده

استاد دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

استقرار حکومت­های مردم‌سالار در سراسر جهان مدل­ها و مسیرهای متعدد و متنوعی دارد. صرف‌نظر از تعریف مردم‌سالاری و توسعة اقتصادی، رابطه­ای دوسویه بین آن‌ها قابل‌تصور است. توسعة اقتصادی اگر علتی برای مردم‌سالاری نباشد، حداقل یکی از پیش­شرط­های اصلی آن به‌شمار می­رود و از طرف دیگر، مردم‌سالاری خود پیش­شرطی برای توسعة اقتصادی قلمداد می­شود. کشورهای کم‌جمعیت ثروتمند نفتی در خاورمیانه که به دنبال اکتشاف نفت و بهره­مندی از منابع هیدروکربنی و درآمدهای سرشار آن بالاترین درآمد سرانه در سطح جهان را دارند، نه‌تنها از لحاظ اقتصادی توسعه نیافته­اند؛ بلکه بر اساس اغلب نظریه‌های موجود با کمبود یا نبود مردم‌سالاری روبه‌رو هستند. نظریۀ «دولت رانتی» عمدتاً به دنبال پاسخ این پرسش است که چرا کشورهای رانتی نفتی با فقدان یا کسری مردم‌سالاری مواجه هستند؟ پاسخ محوری این نظریه استقلال دولت از جامعه از یک طرف و استفاده از منابع نفت برای خرید موافقت شهروندان یا سرکوب مخالفت آنان است. نسخه­های جدید این نظریه با واردکردن دو متغیر کیفیت حکمرانی و جهانی­شدن تلاش کرده‌اند فرضیۀ کلاسیک آن را تعدیل کنند. در این بررسی نشان داده شده است که دو شاخص یادشده در برخی کشورهای کم‌جمعیت و ثروتمند رانتی تفاوت معنا‌داری با سایر کشورهای فقیر رانتی یا کشورهای غیررانتی در منطقۀ خاورمیانه دارد. این تفاوت، بیش از آنکه نشان‌دهنده تغییر در میزان و نوع توسعه سیاسی در این کشورها باشد، بیشتر روش جدیدی برای سازگارکردن توسعه­نیافتگی سیاسی با شرایط جدید بین­المللی و فرایندهای جهانی‌شدن است. 

کلیدواژه‌ها